No related posts.
امروز امتحان اقتصاد خرد داشتم. ماههای سخت و بدی رو گذروندم. از خبرهای بد گرفته تا رفتن این و اون و تحقیقات نیمه کاره ی دانشگاهی و راست و ریست کردن کارهای خونه بعد از فوت پدرم و دویدن توی راهروهای بیمه و مالیات و …و از همه بدتر یادآوری خاطرات و دلتنگیها و افسردگیهایی که باید زمانش بگذره تا رفته رفته آروم بشم. همچنین نرسیدن به حضور در امتحانات میان ترم دانشکده که تماماً در شرایط بد روحی من انجام شد… و مجبور شدن به درس خوندن درست در شب امتحان و حجم زیاد درسها.
تقصیر از کسی نیست. روزگار باید رقم بخوره و ما روی موج اون سوار بشیم و باهاش پیش بریم. امیدوارم ترمی که با اتفاق تلخ و بد شروع شد و با خبرهای ناگوار ادامه پیدا کرد و با دلتنگیهای مدام کش اومد، بالاخره آخرش با خبر خوش قبولی در ترم تموم بشه؛ چون جز این، واقعاً نمی دونم اینهمه بار رو چه جور باید به دوش بکشم ؟
باید از بدبختیها دیفرانسیل گرفت … شاید!
بگذریم…
شب گذشته، نصفه شبی بعد از کلی درس خوندن به اینترنت اومدم و سوتی بزرگی دادم. چشمام آلبالو گیلاس دید و نفهمیدم چی شد که یکدفعه و کاملاً اشتباهی ۵۰ تا از آخرین کامنتهای سایتم رو حذف کردم. از این بابت از همه ی بازدیدکنندگان عزیز سایت، رسماً عذرخواهی می کنم؛ سهل انگاری از بنده بوده.
از طرفی نکته ای دیگه که بی ربط به سوتی دیشب هم نیست اینه که، نمی دونم کدوم آدم یا آدمهای علافی از یه کشور، دایماً برای همه ی پستهای سایتم نظر میذارن و یه مشت دری وری می نویسن که سر در نمیارم و اصلاً ربطی به سایت هم نداره!! اینها رو توی این روزها داشتم تبدیل به اسپم (هرزنامه) می کردم و دیشب اومدم که حذفشون کنم، که ناگهان خطای فوق الذکر رو مرتکب شدم.
.
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق جهان نتوان کرد
.
شاد و تابنده باشین./
No related posts.
آقا ما بدون کامنت هم دوست داریم
خوب دیگه اتفاق ها چه خوب و چه بد میگذرند فقط خاطره ای میشن تلخ یا شیرین .مهم اینه که در هر شرایطی از مسیرمون منحرف نشیم .
به نظر من مشکل میتونه یک بیماری لا علاج باشه برای خدایی نکرده خودمون یا نزدیکانمون (که البته اون هم با فرا درمانی حله !!)
اینها رو به تو میگم که خودم هم گوش کنم ! سه ماه گذشته من هم خیلی از درسهام عقب افتادم به شدت هم امتحان ها رو گند زدم ! راستی یک خبر خوش دارم برات …. آخرین امتحانت رو که دادی باید برام چند صفحه ترجمه کنی تا حالت جا بیاد دیگه پسر بدی نشی !!
st عزیز، ممنونم از لطفت. حق با توئه. باید از گندزدنهامون دیفرانسیل بگیریم تا به خوشبختیهاش برسیم!
از خبر خوشت هم ممنون!!!!!!! کارم دراومده پس!!
البته چه افتخاری از این بالاتر که من در موفقیتهای تو سهیم باشم حتا با چند صفحه ترجمه؛ به محض پایان امتحانات، بردار بیار
سلام.
به نظر من اگر تابع لاگزانژ تشکیل بدی از این مشکلات…..و بتونی متغییر ها رو حد اقل کنی..و نسبت به متغییر وابسطه مشتق بگیری خیلی بهتره تا اینکه یک راست دیفرانسیل بگیری…اینجوری مشخص میشه که هر متغییر چه تاثیری روی مدل داره(چشمک)
آره اسماعیل جان این هم حرفیه. ولی گاهی اوقات تابع قید بدبختیها ، بیش از دو متغیر داره!! و در عوض مطلوبیت بدبختی فقط دو متغیره است ، اون وقت چه کنم با یه مجهول باقیمونده ؟!!!
ان شالا ترم ترم های بعدی…اقتصاد منبع رو که بگذرونی….این مدل رو میشه با تابع همیلتون نامی حل کرد…اگر هم بخوای دقیق تر بشی…باید از روشهای اقتصاد سنجی استفاده کنی…میتونی تابع رو رگرس کنی…حتی اگهK متغییره باشه….
البته همه این ها رو گفتم که بدونی هر مشکلی یه راح حلی داره رفیق عزیز….و هر ضرری رو میشه جبران کرد…همه چیز در جریانه و متغییر….پس مطمئنا بهتر خواهد شد..(چشمک)
سلام . توضیح خوبی دادین . چون من اومدم دیدم تمام پستها کامنتهاشون پاک شده و تعجب کردم . واسه همین نظر ندادم .
مشکلات تو زندگی همه وجود داره ولی آدم همیشه فکر میکنه مال خودش از همه بزرگتره . توابع چند متغیره حلشون یه کمی سخته ولی غیر ممکن نیست . بعضیهاشون به جوابهای جالبی هم میرسه .
چقدر از اظهار فضل بعضی ها انم میگیره !!
میدونین منظورم چیه که !
اصلا نفهمیده منظور دیفرانسیل نیست و اصل ماجرا چیز دیگس که فورا نظر اقتصادی داده و گفته تو تو ترم بعد یاد میگیری !!عقده ئی!!
سلام مینا جان … از نظرت سپاسگزارم. بالاخره هر چقدر هم که سخت باشه قابل حله موفقیت انسانها در حل همین سختیهاست.
ممنونم که باز هم به اینجا سر میزنی.
…آقا من خیلی با این امیر رضا حال کردم….اصل آدم حسابیه….حتما یه برنامه بزار دور هم جم شیم این دادشمون هم بیاد ….کلی ازش چیز یاد بگیریم….ما که ندید شیفته فضائل اخلاقی ،هنری،علمیش شدیم(باز هم چشمک)
سلام به رفیق شفیقم.
باید یک مطلبی عرض کنم و اون اینه که در نظر اسماعیل منظورش اینه که بتو انرژی بده و بگه که هر مشکلی رو میشه حل کرد درسته سخته ولی راه انتخاب داری.
و این آقای امیررضا باید بگم که ایشون اصلا منظور اسماعیل رو متوجه نشده. امیدوارم دوباره مطلب اسماعیل رو بخونه تا مسائل و مشکلاتش حل بشه. با نفرت چیزی حل نمیشه.