• اشاره
    این سایت، مجالی است برای انعکاس فعالیت های من در حوزه های ادبیات، موسیقی، اقتصاد، جامعه شناسی و هنر. با نظرات، ایمیلها و انتقادهایتان راهنمای بنده باشید. mohsen@ebham.com
  • بایگانی مطالب پیشین
  • تماس با محسن اصفهانی
  • مطالب پیشنهادی
    • رفتارهای طبیعی اما بی ادبانه !!

      اصلاً نمی دونم خوندن کتاب اقتصاد کلان آقای برانسون، چه ربطی به نوشتن این موضوع داشت. یه کم فکر کردم و فهمیدم دلیلش، همین فین و سرفه و زور زدنهای بنده به دلیل سرماخوردگ
    • ضرب المثل یا کتک المثل !!

      امروز ، دوست عزیزی مطلبی برای سایت ارسال فرموده اند؛ ولی متأسفانه نام خودشون رو درج نکردند. بنده عیناً مطلب ارسالی رو در اینجا میارم: . ببخشید یه مطلب کوتاهی در زمی
    • درسته، اینجا همونجاست !!

      پوسته ی سایت رو تغییر دادم. پس دقیقاً درست حدس زدید : اینجا همون سایت محسن اصفهانی است ولی با چند تغییر در ظاهر سایت امیدوارم در آینده، فضاش جالبتر و کار باهاش راح
    • وقتی به تو می خندند

      . آقای خوشبخت ، امروز در نقش یک کارگر پیمانکار شهرداری بود. داشتن خاک باغچه های پارک بزرگ سر کوچه رو عوض می کردن. یک هفته ای بود که مشغول بودن. خاک و چمن فرسوده ی قبلی
  • .

    مجله ی « جـوانـان » در شماره ی اخیر خودش ( بهمن ۸۸) با « مائد » -خواننده ی آلبوم کیش و مات- مصاحبه کرده که ۴ تا از ترانه های این آلبوم از بنده است.عکس بزرگی از گروه که من هم بینشون هستم چاپ شده که خوندن این مصاحبه هم  خالی از لطف نیست.

    .

    برین بخرین تا تموم نشده :D

    .

    ۰۵ بهمن ۱۳۸۸

    امروز امتحان اقتصاد خرد داشتم. ماههای سخت و بدی رو گذروندم. از خبرهای بد گرفته تا رفتن این و اون و تحقیقات نیمه کاره ی دانشگاهی و راست و ریست کردن کارهای خونه بعد از فوت پدرم و دویدن توی راهروهای بیمه و مالیات و …و از همه بدتر یادآوری خاطرات و دلتنگیها و افسردگیهایی که باید زمانش بگذره تا رفته رفته آروم بشم.  همچنین  نرسیدن به  حضور در امتحانات میان ترم دانشکده که تماماً در شرایط بد روحی من انجام شد… و مجبور شدن به درس خوندن درست در شب امتحان و حجم زیاد درسها.

    تقصیر از کسی نیست. روزگار باید رقم بخوره و ما روی موج اون سوار بشیم و باهاش پیش بریم. امیدوارم ترمی که با اتفاق تلخ و بد شروع شد و با خبرهای ناگوار ادامه پیدا کرد و با دلتنگیهای مدام کش اومد، بالاخره آخرش با خبر خوش قبولی در ترم تموم بشه؛ چون جز این، واقعاً نمی دونم اینهمه بار رو چه جور باید به دوش بکشم ؟

    باید از بدبختیها دیفرانسیل گرفت … شاید!

    بگذریم…

    شب گذشته، نصفه شبی بعد از کلی درس خوندن به اینترنت اومدم و سوتی بزرگی دادم. چشمام آلبالو گیلاس دید و نفهمیدم چی شد که یکدفعه و کاملاً اشتباهی ۵۰ تا از آخرین کامنتهای سایتم رو حذف کردم. از این بابت از همه ی بازدیدکنندگان عزیز سایت، رسماً عذرخواهی می کنم؛ سهل انگاری از بنده بوده.

    از طرفی نکته ای دیگه که بی ربط به سوتی دیشب هم نیست اینه که، نمی دونم کدوم آدم یا آدمهای علافی از یه کشور، دایماً برای همه ی پستهای سایتم نظر میذارن و یه مشت دری وری می نویسن که سر در نمیارم و اصلاً ربطی به سایت هم نداره!! اینها رو توی این روزها داشتم تبدیل به اسپم (هرزنامه) می کردم و دیشب اومدم که حذفشون کنم، که ناگهان خطای فوق الذکر رو مرتکب شدم.

    .

    غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن

    روز و شب عربده با خلق جهان نتوان کرد

    .

    شاد و تابنده باشین./

    ۰۵ بهمن ۱۳۸۸